X
تبلیغات
×××× پسر کاشونی××××
Slideshow Image Script
سلام ....

دیشب من خوابیده بودم روی مبل داشتم کتاب میخوندم  هستی هم داشت کانال های تلویزیون   وعوض میکرد.........که یه هو یه صدای آشنایی به گوش من خورد ولی این قدر رفته بودم تو کتاب که اصلا نفهمیدم یهو هستی گفت متین ......فکر کنم این جا جذاب تر از کتاب باشه {اشاره کرد به تلویزیون }بعد من یه نگاه کردم انگاری برق سه فاز از کلم پریده باشه از جام بلند شدم از خوشحالی یه جیغی زدمو رفتم نشستم جلو تلویزیون .........مهمونشون محمد علی کشاورز بود .........دیگه یه حال اساسی بهم داد هستی .................................

نظر یادتون نره ........